تبليغاتX
ارتباطات جمعی - ما در برابر انسانهای پیرامون خویش مسئولیم

ارتباطات جمعی

دیدگاه دانشجویان ارشد ارتباطات صداوسیما

برای اولین بار در کشور ما مسئله اهمیت دادن به ناشنوایان و کم شنوایان توسط آقای جبار باغجه بان و ذبیح ا... بهروز،در حدود هفتاد سال پیش با تاسیس اولین مدرسه اختصاصی برای ناشنوایان، مورد توجه قرار گرفت.انسانهایی که در یک همدلی عاشقانه با این قشر،تمام سعی خودشان را کردند که بخشی از حقوق ناشنوایان را که جامعه به آن بهایی نمی داد،به آنها هدیه کنند.از آن به بعد افراد و سازمانهای متعددی این وظیفه خطیر را بر دوش گرفتند که هم اکنون سازمان بهزیستی با تمام مشکلات پیش رو ،این امر مهم را در راس کارهای خود قرار داده است.

حدود 270میلیون ناشنوا و نیمه شنوا درجهان با این مشکل دست وپنجه نرم می کنند که کشور ما طبق آمارهای موجود،120 هزار ناشنوای مطلق و 40 هزار کم شنوا را در خود جای داده است،و البته آمارهای غیر رسمی حکایت از وجود یک ملیون ناشنوا و کم شنوا دارد که این آمار، آماری تکان دهنده و البته ناراحت کننده است،چرا که جمعیت زیادی در کشور ما با این مسئله سر در گریبانند و ما نسبت به آنها غفلت کرده ایم!

می توانیم مشکلات پیش روی این قشر را به دو دسته تقسیم کنیم:

-          فقر فرهنگی و اجتماعی

-          کمبود امکانات و تجهیزات

نمی دانم در این نوشته به کدام یک باید بیشتر اهمیت بدهم؛زیرا جامعه ما در هر دوزمینه کاری را صورت نداده و یا اگر کاری صورت گرفته است،بسیار ناچیز است.

در کشور ما، بسترهای فرهنگی مناسب برای پذیرش این افراد وجود ندارد،به جای اینکه به اصلاح بستر های اجتماعی موجود بپردازیم ،به افراد جامعه، آموزشهای صحیح در مورد نحوه برخورد با این افراد ارائه کنیم،پذیرش اجتماعی آنها را میسر کنیم،تابوهای فرهنگی را نسبت به آنها بشکنیم؛می خواهیم از روی انسان دوستی به آنها ترحم کنیم،در صورتی که آنها نیز به همان میزان که ما از محیط اطرافمان استفاده می کنیم، دارای حق هستند و ما همه نسبت به آنها مسئول هستیم.

رسانه های گروهی،مدارس،دانشگاهها و محیط های فرهنگ ساز جامعه وظیفه دارند که برای فهم اجتمکاعی این قشر آسیب پذیر بسترسازی فرهنگی کنند و هر چند یک بار عملکرد آنها مورد بررسی قرار گرفته و نسبت به کارهای انجام گرفته پاسخگو باشند.

در زمینه کمبود امکانات و تجهیزات رفاهی در سطح جامعه به مراتب کار کمتری صورت گرفته است.بودجه های تخصیص یافته برای ناشنوایان و نیمه شنوایان بسیار ناجیز بوده به صورتی که کار جدی را نمی توان صورت داد،چرا که هنوز عزم ملی برای حل مشکلات آنها وجود ندارد.

طبق آمار موجود ما دارای 38 مرکز خانواده و کودک کم شنوا و نا شنوا هستیم که اصلا قادر به پاسخگویی نیازهای این قشر نبوده و نمی توانند در زمینه اقدامات پیشگیری کننده کار موثری را صورت بخشند . چه بسا کودکانی که به علت ضعف امکانات، تا مدتها از کم شنوایی خود مطلع نبوده و تا مدتها نسبت به درمان آن اقذامی صورت نمی دهند و این خود در سنین بالاتر هزینهای بیشتری را برای جامعه در بر خواهد داشت.

 به علاوه برای تحصیلات این بخش از جامعه باید تدابیری اندیشیده شود،به طوری که بیشتر هزینه های تحصیلی آنها را در بر گرفته واز دغدغه های بی پایان آنها کاسته شود.

در کشور ما امکانات لازم برای ارتباط ناشنوایان و کم شنوایان با دیگران وجود ندارد تا جایی که آنها به علت عدم وجود نرم افزار های تبدیل سیگنالهای گفتاری به نوشتاری ،قادر به استفاده از تلفنهای ثابت نبوده و با تلفنهای همراه نیز فقط می توانند پیام کوتاه ارسال کنند و این باعث شده که دنیای اطراق برای آنها سخت و بی روح جلوه کند.

 در ضمن باید به این نکته اشاره نمود که در جامعه ما نیروهای مجرب و تحصیل کرده که رابط میان این قشر و سایر مردم باشند،به اندازه کافی وجود ندارند و باید در این زمینه در دراز مدت،تدابیری کارامد و مؤثر برای تربیت نیروی انسانی صورت پذیرد.

در پایان باید خاطر نشان  کرد که ما در زمینه اشتغال زایی برای ناشنوایان و کم شنوایان بسیار کم فروغ عمل کرده ایم ، البته اخیرا در این رابطه، طرح هایی در زمینه واگذاری مشاغل پر سر و صدا به این گروه ارائه شده که همچنان به خاطر ضعف ساختارها و عدم شناخت درست موضوع مورد تصویب قرار نگرفته اندو هزاران اما و اگر دیگر که پرداختن به آن در حوصله این مطلب نمی گنجد.  

نه اینکه این مقوله فقط در مورد ناشنوایان صدق می کند،نه؛بلکه در مورد تمام کسانی که به نوعی از ناتوانی ذهنی و جسمی رنج می برند اینگونه رفتار کرده ایم،موقعی که همایشی برگزار می شود،شعارهای قشنگ می دهیم،نسبت به آنها مهربان می شویم و قول انجام کارهای بزرگ می دهیم،ولی کافی است یکی دو روز از ماجرا بگذره،دوباره روز از نو روزی از نو......البته نهادهایی که در این باره مسئولیت مستقیم دارند بیشتر به بهبود شرایط آنها همت می گمارند، ولی آخه یک دست که صدا نداره....

نابینایان،ناشنوایان،آنهایی که دارای نقص عضوند،آنهایی که دارای ناتوانی ذهنی هستند،همه و همه از این مسئله رنج می برند،همه نسبت به ما گلایه مندند و اگه خوب چشمهایمان را باز کنیم،این موضوع در نگاهشان موج می زند.

باید به خاطر بسپاریم که همه باید برای بهبود ساختارها و ایجاد بستری مناسب برای دیگرانی که در کنار ما زیست می کنند،تلاش کنیم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 5:53 بعد از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  |