اصلا انگار سوء مدیریت به یک مسئله عادی در مملکت ما تبدیل شده؛همه برای رسیدن به صندلی ریاست تلاش می کنند و همه صلاحیت گرفتن مسئولیتهای بزرگ را دارند؛ولی موقعی که چند سال از تصدی آن پست گذشت و موقع حساب رسی رسید؛حاظر نمی شوند حتی در مورد عملکرد خود توضیح دهند،چه رسد به استعفا....می گویند: اگر نشد مشیت الهی بر آن واقع نشده بود،خداوند برای ما مقدر نکرده بود.همان تفکری که اروپای قرون وسطا سالهای سال از آن رنج می برد و برای درمان اپیدمی آن رنجهای فراوانی را متحمل شد.
باید مدیران ما برای تصدی مسئولیتها با تدبیر و دوراندیشی انتخاب شوند،مدیریت آنها با تخصصی که دارند همخوانی داشته باشد،استخوان خرد کرده آن کار باشند و بیاموزند که اولین وظیفه آنها پاسخگویی به مخاطبانی است که با آنها سر و کار دارند.
آیا واقعا مدیران ما در قضیه المپیک که چشمهای میلیونها ایرانی آن را دنبال می کرد و احساسات بسیاری از مردم با آن گره خورده بود،این شاخصه ها را با خود به همرا ه داشتند؟
تا زمانی که تفکری منسجم و همراه با برنامه ریزی بر مدیریت ما(در این مقوله ورزش) حاکم نباشد،همیشه باید شاهد پیش امد اتفاقها باشیم و ظهور ستاره ها را آرزو کنیم و بر زبانمان جاری باشد که خدا را شکر که چنین شد،خدا را شکر که چنان نشد،می توانست وضع از این بدتر شود و ...،ولی آیا تا به حال از خود پرسیده ایم که بالاخره چه زمانی قرار است وضع از این بهتر شود!
کاروانی که به گفته مسئولین آن عقبه 40 میلیارد دلاری را با خود به همراه داشت،چرا باید به نتایجی بدتر از سالهای گذشته اکتفا کند.
اگر المپیک نمایش حضور ماتهاست که اینگونه است؛پس چرا باید ملت خویش را اینگونه به جهانیان معرفی کنیم: ملتی با پیشینه تاریخی درخشان در تمدن سازی و حضوری کم رنگ در جهان امروز.
بیایید با هم نگاهی اجمالی به رده بندی تیمها از لحاظ امتیاز داشته باشیم و این در حالی که هر مدال طلا 3 امتیاز ، هر مدال نقره 2 امتیاز و هر مدال برنز 1 امتاز را به خود اختصاص می دهد.
کشورهای زیر هشت تیم برتر مسابقات را تشکیل می دادند:
1- چين 223 امتياز
2- آمريکا 220 امتياز
3- روسيه 139 امتياز
4- بريتانيا 98 امتياز
5- استراليا 89 امتياز
6- آلمان 83 امتياز
7- فرانسه 70 امتياز
8- کره جنوبي 67 امتياز
در جایی خیلی پایین تر از این رده بندی ها،کشور عزیزما ایران قرار دارد،کشورهای زیادی بالای دست ما صف آرایی می کنند که تقریبا هر کشوری به ذهن شما خطور کند رتبه ای بالاتر از ما را به خودش اختصاص داده است.شاید اگر یکم بهتر برنامه ربزی می کردیم،بیشتر بفکر بودیم؛الان با داشتن فقط چند طلا در جایگاه بهتری قرار می گرفتیم.
رده پنجاه و یکم جدول،رده ای در شان نام و آوازه کشور ما نیست. ما مملکت ثروتمندی داریم که متأسفانه به علتهای مختلف -که یکی از آنها سوء مدیریت است- نتوانسته ایم از آن بهره کافی را برای توسعه متوازن تمام قسمتها که یکی از آنها ورزش است،ببریم و اینطور که پیش می رود؛حالا حالاها چنین قصدی را نداریم و ترجیح می دهیم که بر حسب تصادف یک بار رتبه ای بالاتر و دفعه دیگر رتبه ای پایین تر را به خود اختصاص ذهیم.
بیایید با هم وضعیت تیم ایران را در دوره های مختلف المپبک بررسی کنیم تا بیشتر به وضعیت کاروانهای ورزشی کشورمان در دوره های قبل آشنا شویم:
1948 لندن:
ما با 38 ورزشکار در مسابقات شرکت کردیم و فقط با یک مدال برنز مسابقات را ترک کردیم و در میان کشورهای مدال آور در رده آخر قرار گرفتیم.
1952 فنلاند:
ما با 22 ورزشکار در مسابقات حضور داشتیم و با کسب 2 مدال نقره و 4 مدال برنز در رده سی و یکم قرار گرفتیم.
1956 ملبورن :
ما با 17 ورزشکار در مسابقات حضور داشتیم و موفق به کسب 2 مدال طلا،2 نقره و یک برنز شدیم و یکی از بهترین نتایجمان را در طول مسابقات المپیک بدست آوردیم و رتبه جهاردهم را به خود اختصاص دادیم.
1960 رم :
ما با 25 ورزشکار در مسابقات حاظر شدیم و با کسب یک مدال نقره و 3 مدال برنز در رده بیست و هشتم قرار گرفتیم.
1964 توکیو :
کشور ما با 58 ورزشکار در مسابقات شرکت کرد و با کسب 2 مدال طلا،یک نقره و 2 برنز در رده بندی نهایی نوزدهم شد.
1968 مکزیکو :
ما با 14 نفر در مسابقات حاظر شدیم و نسبت به تعداد نفرات نتایج خوبی را کسب کردیم.حاصل تلاش ورزشکاران ایرانی در آن سال 2 مدال طلا،یک نقره و 2 برنز بود و رده نوزدهم را به خود اختصاص داد.
1972 مونیخ :
ما با 51 ورزشکار، موفق به کسب 2 مدال نقره و یک برنز شدیم و در رده بیست و هشتم جای گرفتیم
1976 مونترال :
ما با بیشترین تعداد ورزشکار نفر در طول تمام دوره ها یعنی 88 نفر در مسابقات شرکت کردیم و با یک مدال نقره و یک برنز به رده سی و سوم اکتفا کردیم
1988 سئول :
با 27 نفر در مسابقات حاضر شدیم و با کسب یک مدال نقره همراه با کشورهای کاستاریکا، شیلی، سنگال، جزایر ویرجین، جزایر آنتیل، پرو و اندونزی در رده سیوششم قرار گرفتیم.
1992 بارسلونا :
با 40 ورزشکار توانستیم با یک مدال نقره و 2 برنز همراه با دو کشور بلژیک و کرواسی در رده چهل و چهارم قرار بگیریم.
1996 آتلانتا :
با 19 ورزشکار در مسابقات حاضر شدیم و با کسب 2 مدال طلا و یک برنز به مقام چهل و سوم رضایت دادیم.
2000 سیدنی:
ما با 35 ورزشکار ،3 مدال طلا و یک برنز بدست آوردیم و به مقام بیست و ششم دست پیدا کردیم.
2004 آتن :
ما با 38 نفر در مسابقات حضور داشتیم و با کسب 2 طلا، 2 نقره و 2 برنز در رده بیست و نهم قرار گرفتیم.
و اما 2008 آتن و اما 2008 آتن: ما با 55 ورزشکار فقط به یک مدال طلا و یک برنز اکتفا کردیم و بیش از این خود را به دردسر نینداختیم.
و این طور است که مجبوریم با غم و غصه بگوییم:هر سال دریغ از پارسال...و مسئولینی که عملکرد مدیریتی خوبی نداشته اند؛باز هم بر سر کار بمانند و روز از نو روزی از نو....
ولی باید بدانیم که این سئوال همیشه در ذهن مخاطبان و اقشار مردم خواهد ماند،که چرا مسئولی که نتوانسته عملکرد خوبی در حوزه مدیریتی خود ارائه دهد، همچنان بر کرسی ریاست باقی می ماند؟َ
