تبليغاتX
ارتباطات جمعی

ارتباطات جمعی

دیدگاه دانشجویان ارشد ارتباطات صداوسیما

صورتی آرام داشت و دندان پیشینش کمی سیاه شده بود،شعری را زمزمه می کرد که مرا راغب به گپ زدن با او کرد....

پسر بچه ای بود 10 تا 12 ساله با چثه ای متوسط، چشمانی نافذ،کتاب فارسی سال چهارم دبستان پیش رویش گشوده،سری به کتاب و نگاهی به اطراف،ترازویی رنگ و رو رفته در کنارش؛گاهی با صدایی نه چندان رسا می گفت:« آقا پسر، دختر خانم، خودتون را وزن می کنید.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 4:13 بعد از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

دوستان عزیزم سلام.

سال نو مبارک،صد سال به این سالها.سال نو مبارک

از خداوند مهربون، بهترینها را برای تمام مردم دنیا آرزو می کنم.امیدوارم که لبخند سهم همه آدمهای این پهنه گیتی باشه.

آرزو می کنم که با آمدن بهار طبیعت، در قلبها، نگاهها، کارها و اندیشه هایمان تغبییر ایجاد بشه،بهتر به اطرافمان نگاه کنیم،قشنگیها و زیباییها را بیشتر ببینیم، لبخندمان را از دیگران دریغ نکنیم، پرتلاش باشیم و امیدوار.

یا علی مدد.

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 4:5 بعد از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

از آنچه می نوسیم نه شاد، که محزون و غمگینم ولی چاره ای نیست جز بیان؛ هر چند مذاقهایی را خوش نیاید و دلهایی را مکدر سازد و لی باید نوشت ....

آنچه قصد دارم به طور مختصر به آن بپردازم تا شاید تلنگری بر افکار تار تنیده ایجاد شود، فرهنگ کار و تلاش در ایران زمین است.

با آنکه مدام بر خود می بالیم که ایرانی فرهنگی به گستردگی تاریخ بشر را با خود یدک می کشد و دارای فرهنگی پویا و تمدن ساز است؛ ولی در زندگی اجتماعی از رعایت کوچکترین حقوق دیگران سر باز می زنیم و همواره آسایش را در رفاه خویش و نه دیگری می یابیم.به راحتی در عرصه اجتماع، به تضییع حقوق دیگران می پردازیم و قانون گریزی و رهابی از آن را مصداقی کامل از کیاست و زیرکی قلمداد می کنیم.

در این فرهنگ ایستادن در صف به احترام دیگران، کم خردی تلقی می گردد، و عبور از چراغ قرمز و فرصت را به دیگری ندادن توانمدی محسوب می شود.

همه در تلاشند با مقدار کار کمتر پول بیشتری به دست آورند،نیروی خود را برای چندین جا ذخیره کنند و اینگونه انسانی زرنگ و دارای اندیشه به دیگران معرفی گردند.....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 11:6 بعد از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

آنهایی که داخل تهران زندگی می کنند،حتما یک دفعه گذرشون به مترو افتاده؛مگه نه؟اگه نیفتاده،خوش به حالشون....البته مترو جای پر عبرتی است؛برای آنهایی که می خواهند به مسائل و مشکلات مردم فکر کنند،راه حل ارائه بدهند،یا حس روشنفکریشان گل کنه...!                                                بدون شرح      

آدمهای جور واجور،که یکی از مهمترین صفت جامعه آماریشان این است که یا خودروی شخصی ندارند یا پول ندارند که سوار وسیله نقلیه شخصی بشوند،پس اول باید مثل این جامعه آماری باشی تا بتوانی آنها را درک کنی،به عمق اندیشه شان رسوخ کنی یا مهمتر از همه با آنها همدردی کنی!            

از موقع سوار شدن تا موقع پیاده شدن غوغاست؛با فشار جمعیت- که همه آنهایی که فشار میارند نمی خواهند فشار بیارند؛ولی مجبورند- وارد میشی و با فشار جمعیت میایی بیرون،آخر دست هم همه بدنت بوهای ناجور می گیره،لباسات چروکیده میشه،عینکت کج میشه،کیفت له میشه و مهمتر از همه با فکری رنجیده و آزرده قدم به بیرون میگذاری و از رهای ات  احساس خوشحالی می کنی و تمام مسیر بعدی را متأثر از این هستی که: چرا باید اینطور باشه...!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 6:52 بعد از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

خورشید حقیقت چقدر زیبا و پر فروغ،خودنمایی می کند. انسانها با تمام خصوصیات و افکارشان تاب ایستادن در مقابل حقیقت را ندارند؛و این،رمز جاودانگی حسین است...حسین مفهومی بی انتها

او برای جان بخشیدن دوباره به ارزشهای انسانی از تمام بود خویش برای نمودی زیبا هزینه کرد؛تا به همه نشان دهد که واژه هایی چون آزادگی،شرافت،راستی،اخلاص و بندگی چه گوهرهای نایابی هستند و آنهایی که در مقابل آنها می ایستند،چقدر خوارو فرومایه اند!

حسین عازم سرزمینی گشت که عمال زر و زور و تزویر بر انسانیت سیطره داشتند و صدای حقانیت توان جوانه زدن از شورستان دلها را نداشت.

او برای اعتلای مفهومی(اسلام) برخاست که تمام مفاهیم دیگر در مقابل آن سست بنیانند و خوار و کوچک جلوه می کنند.

او و یارانش رفتند؛تا دیگر،انسانها برای تردیدهایشان بر دوراهه های حق و باطل،زنگاری بر اندیشه نداشته باشند و پیکاری را که او آغاز نمود؛تمامی ندارد و پایانی بر آن متصور نیست،چرا که تا آن زمان که حسینیان می زیند،یزیدیان بر افکار وسوسه می کنند....و چه زیبا بیان کرده اند: « کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا » : هر روز و هر لحظه عاشورایی است و هر مکان کربلایی؛برای تصمیم گیری بر دو راهی های حق و باطل در زندگی....  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 3:31 بعد از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

 

همه شما این روزها از اوضاعی که در غزه در حال روی دادن است؛آگاهید.یک عده مردم بی گناه،بازیچه دست کسانی شدند که چشمهایشان را به روی همه پاکیها بسته اند.کودکان بی پناه و زنان بی دفاع را نمی بینند و صدای قلبهایی که ازترس و اظطراب می تپند را نمی شنوند....کودکان به جه گناهی...!

تفکری مسموم فضای خاورمیانه را فرا گرفته،بوی تعفن نسل کشی فضا را پر کرده است،کسانی هستند که بر بی مهری می تازند و اسبهایی را آذین می بندند که به سوی باطل گام می نهند.

جدایی از اینکه آنها عرب زبان و مسلمان هستند،انسانند!مگر واژه های آسایش،رفاه،خانواده وعطوفت و آرامش برای آنها تعریف نشده است؟

یک عده به خاطر تفکر گروهی،قومی و مدهبی شان،چشمهایشان را بر واقعیت بسته اند و نگاهشان را به جایی دوخته اند که سیاهی در آنجا بیتوته کرده است.

کلمات نمی توانند اشکهای لغزان کودکان را بر گونه هایشان نمایان کنند و ناله های زنان را به گوش آنهایی که بر شنواییشان مهر زده اند برسانند.

منتهی چون دلم برایشان می تپید،نوشتم تا آرام شوم.

به امید روزی که رهایی سرودی باشد که بر لبهای همگان چاری می شود؛رهایی از ستم،ظلم نابرابری...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 2:22 بعد از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

داشتم تقویم را ورق می زدم،7 مهر،8 مهر،9 مهر...،چشمم روی صفحه میخکوب شد،روز جهانی ناشنوایان،روز جهانی ناشنوایان!؟

فهمیدن این واژه هاخیلی سخته،می دونید چرا این حرف را می زنم:چون ما در زندگی روزمره مان فقط یک روز سمبلیک را به آنها اختصاص دادیم،نهادهایی که در جامعه خود را در مقابل آنها مسئوال می دانند،بسیار کمند و اقدامات کمی را برای برطرف شدن مشکلاتشان انجام داده ایم ، گاه اصلا بعضی از ما دوست نداریم در مورد آنها صحبت کنیم وآنها را سربار اجتماع می دانیم؛پس چطور می توانیم سرمان را بالا بگیریم و از کسانی که به هر نحو دارای فقدان شنوایی یا کم شنوایی ، هستند؛صحبت کنیم!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 5:53 بعد از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

دراین مطلب قصد دارم در مورد قشری صحبت کنم که جامعه ما خیلی کم به آن می پردازه و فقط باید یک مناسبتی پیش بیاد تا ما یادمون بیفته که باید به آنها هم توجه کرد ،مشکلاتشان را مرتفع کرد،برای آنها برنامه ریزی کرد و ....

قشری که ساختارهای جامعه به علت ضعف فرهنگی ،عدم آموزش صحیح و گاهی زیاده طلبی برخی نهادها ،نمی خواهند منزلتی مناسب با شأن و جایگاه و عملکردی که در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران  دارند، برای آنها قائل شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 5:49 بعد از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

همه ما کم و بیش این ضرب المثل را شنیده ایم،یا هر وقت به کارمان آمده از آن استفاده کرده ایم:که گذشته ها گذشته،دیگه دنبالش نگرد.و این درست یکی از نقاط آسیب پذیر فرهنگ ما ست که مدام زندگی همه را تحت الشعاع قرار داده است،مثل همین ایام که کاروان ورزشی ما در المپیک،مهربون رفت و مهربون تر برگشت و آب از آب تکان نخورد و شاید دیگر هم تکان نخورد.

مدیرانی که قصد برگزاری المپیک در کشورمان را داشتند؛نشان دادند که بهتر از اینها هم می توانند عمل کنند!مثلا یک مدال طلا و یک برنز....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 4:38 بعد از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

زمان چه زود سپری می شود،دولت نهم ، آقای احمدی نژاد،کابینه 70 میلیونی ، تغییرات مدام درکابینه ،دولت کار و تلاش و حالاهم طرح تحول اقتصادی.... طرحی که اگر درست عملی شود؛بزرگترین طرح اقتصادی کشور محسوب می شود.طرحی که با خود شعارهای زیبایی را همراه کرده است:بهبود وضعیت معیشت طبقه ضعیف،افزایش درآمدهای مالیاتی،ساماندهی یارانه ها و.....

ولی سوال اساسی این است که واقعا قرار است چه اتفاقی در عرصه اقتصادی کشور رخ دهد؟آیا طرح تحول اقتصادی محصول تفکر کابینه نهم است وبا تغییر کابینه،ارزش راهبردی خود را از دست خواهد داد؛ یا کشور با وجود هر شخصیت و هر مجموعه ای در راس امور به ناچار باید این مسیر را طی کند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 1:26 بعد از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

کتاب اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری یکی از آثار معروف ماکس وبر محقق و نظریه پرداز برجسته آلمانی است که توسط شاگرد توانای او تالکوت پارسونز که خود جامعه شناسی برجسته است به زبان انگلیسی ترجمه شده و دکتر عبدالمحمود انصاری در ترجمه فارسی آن همت گمارده است. کتاب توسط انتشارات سمت به چاپ رسیده و هم اکنون در اختیار ماست.شباهتهای تنگاتنگ آنچه در این اثر به آن پرداخته شده و وضعیت جامغه ما، من را به انجام این کار ترغیب کرد.

 

درباره نویسنده

 

ماکس وبر به سال 1864 در ارفورت آلمان متولد شد و به سال 1920 در مونیخ در 56 سالگی در گذشت. وی تحصیلات خود را در رشته های حقوق،تاریخ، فلسفه،الهیات،اقتصاد و سیاست ادامه داد و با درجه دکترا فارغ التحصیل شد(آشنا،1383: 13).ماکس وبر از بنیانگذاران جامعه شناسی دین،حقوق،کار،مشاغل،صنعت،اقتصاد،سیاست و سازمانهای اجتماعی و حتی هنر و از بنیانگذاران جامعه شناسی تفهمی و تعمیقی و همچنین جامعه شناسی تجربی و میدانی است(آشنا،1383: 14)

ماکس وبر، در بسیاری از زمینه ها ، بویژه جامعه شناسی ادیان و روش شناسی علوم اجتماعی تاثیر پایداری بر جای گذاشته است.برخی از مفسران، وبر را به دلیل سهمی که در گستردن دامنه تحقیقات علوم اجتماعی دارد، با گالیله مقایسه کرده اند؛ یعنی همان کاری را که گالیله در علوم اجتماعی انجام داد،او در علوم اجتماعی به انجام رسانده است.(وبر،1371: 1)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 5:49 بعد از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

هابرماس و نظریه معرفت

هابرماس همکار آدرنو بود، سپس در دهه هفتاد در فلسفه و جامعه- شناسی مطرح گردید.مسئله اصلی در اندیشه او مشکلات اساسی نظریه معرفت و دانش است.کتب اصلی هابرماس معرفت و منافع انسانی(1971)، بحران مشروعیت(1976) و ارتباط و تحول جامعه(1979) است. آخرین کتاب او در دو جلد تحت عنوان نظریه های کنش ارتباطی به چاپ رسیده است. (آزادارمکی،1376: 154)هابر ماس - که معمار اصلی نظریه نو انتقادی به شمار می رود – در بخش عمده آثار خود، نقد مکتب فرانکفورت از پوزیتیویسم را پی گرفت و به تدوین نظریه جدید شناخت با توجه خاص به علوم اجتماعی دست زد.از این رو طی دو مقاله در سالهای دهه 1960 به طرح مجدد و تدوین دقیق برخی از ایرادات و اشکالات وارد بر پوزیتیویسم می پردازد.(استفاده از نظریه دیالکتیکی)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 6:3 بعد از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

مارکوزه و نقد انسان تک ساحتی

غالبا اظهار شده است که متفکران مکتب فرانکفورت به گونه ای فزاینده تحت تاثیر اندیشه ماکس وبر بوده اند( گرچه به استثنای مقاله 1964 مارکوزه، سایرین صرفا ارجاعات مختصری به آن داشتند ) تا آن اندازه که در واقع برخیها روند تکامل و گسترش نظریه مکتب فرانکفورت را طی سالهای دهه 1950 و 1960 به صورت گذار از برداشت مارکسی به برداشت وبری درباره گرایشات تاریخی نهفته در جوامع صنعتی پیشرفته تعبیر کرده اند. )باتومور،1370 : 45)

مارکوزه در مقاله خود راجع به وبر، استدلال می کند که نه تنها بکارگیری و استفاده از تکنولوژی، بلکه خود تکنولوژی نیز سلطه محسوب می شود.( سلطه بر طبیعت و انسان ) به عبارت دیگر نوعی نظارت یا کنترل هوشمند، محاسبه شده و حسابگرانه. )باتومور،1370 : 45)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 9:21 بعد از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

 

 مراحل شکل گیری مکتب فرانکفورت

 

-         اولین مرحله مکتب فرانکفورت بین سالهای  1933- 1923 است در این مرحله مرکز مطالعات اجتماعی تاسیس گردید و توجه اصلی به مطالعه مسائل جدید جامعه سرمایه داری از دیدگاه مارکسیسم، بدون دیدگاه خاصی بوده است. در این دوران،تحقیقات انجام شده در موسسه کاملا متنوع و متفاوت بود و به هیچ وجه ملهم از برداشت خاصی از اندیشه مارکسیستی، به گونه ای که بعدها در نظریه انتقادی گنجانده شد، نبود.محققین در این دوره بیشتر بر ماتریالیسم تاریخی بیشتر توجه داشتند.

-         مرحله دوم، مصادف با تبعید بنیانگذاران نظریه انتقادی از فرانکفورت به آمریکا و دیگر نقاط   می باشد. از 1950 – 1933 ایده های هگلی وجه غالب نظریه انتقادی بوده جهت دهنده تحقیقات و فعالیتهای این مکتب بوده است. با انتخاب هورکهایمر به عنوان رئیس مرکز مطالعات و همکاری آدورنو و مارکوزه تمایلات فرویدی نیز دز این دوره مطرح گردید.لذا گرایش فلسفی – روانی به جای اقتصادی – تاریخی وجه تمایز این دو دوره می باشد. دیدگاه انتقادی در سال 1937 با نگارش مقاله نظریه سنتی و انتقادی هورکهایمر شروع گردید و توسط آدورنو و مارکوزه اشاعه بیشتری یافت. (آزادارمکی،1376: 141) 

در این دوره و تا پایان دهه 40 نقد اثبات گرایی و علم گرایی به بررسی علم گرایی میتنی بر عقلانیت تکنولوژیکی ابزاری انجامید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 10:18 قبل از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

چگونگی پیدایش مکتب فرانکفورت

 

مبنای نهادینی که مکتب بر پایه آن شکل گرفت، موسسه پژوهشی اجتماعی بود که رسما در تاریخ3 فوریه 1923 طی فرمانی از سوی وزارت آموزش و پرورش تأسیس گردید و به دانشگاه فرانکفورت وابسته گردید. ولی خود موسسه صرفا نتیجه و حاصل چندین برنامه رادیکال بود که فلیکس ویل فرزند یک تاجر ثروتمند غله، در سالهای اوایل دهه 1930 اجرای آنها را بر عهده گرفت،از این رو در تابستان 1922، وی نخستین هفته کار مارکسیستی را سازماندهی نمود.

پی ریزی موسسه در شرایط ویژه ناشی از پیروزی انقلاب بولشیویکی در روسیه و شکست انقلابهای اروپای مرکزی، به ویژه در آلمان، صورت گرفت؛ و می توان آن را به مثابه پاسخی دانست در برابر احساس نیاز روشنفکران جناح چپ به ارزیابی مجدد نظریه مارکسیستی و به ویژه رابطه بین نظریه وعمل در شرایط جدید.

موسسه فرانکفورت بخشی از یک جنبش فکری وسیع تر موسوم به مارکسیم غربی به شمار می رفت که خصیصه های اصلی آن از یک سو ارئه تفاسیر مجدد عمدتا فلسفی و هگلی از نظریه مارکسیستی درباره جوامع سرمایه داری پیشرفته و از سوی دیگر ارائه دیدگاهی کاملا انتقادی نسبت به تحول جامعه و دولت در اتحاد جماهیر شوروی بود. )باتومور،1370 :13 )

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

 

 

دکتر عبدا... گیویان دانش آموخته دانشگاه تهران در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشته جامعه شناسی بوده و تحصیلات خود را در دانشگاه لندن در رشته مردم شناسی فرهنگی به اتمام رسانیده است.ایشان هم اکنون علاوه بر تدریس در دانشکده صدا و سیما به عنوان رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات همشهری آن لاین مشغول به مطالعات ارتباطی و فرهنگی می باشد.ایشان با وجود مشغله کاری فراوان دعوت ما را برای مصاحبه پذیرفتند.

 

سلام آقای دکتر گیویان از وقتی که به من اختصاص دادید،متشکرم.موضوعی که قراره درباره آن با هم صحبت کنیم :مهندسی پیام و مخاطب آفرینی تلویزیون است.

مهندسی پیام واژه ای که امروزه در جامعه علمی ما مطرح شده و مرتب در مصاحبه ها و نقل قولهای مختلف تکرار میشه؛ آیا این واژه از نظر علمی صحیحه؛ یعنی ما قراره پیام را به صورتی خاص و دستکاری شده به مخاطب دیکته کنیم؟ همانطوری که میدانید ما در فرهنگ نیز با این موضوع مواجه هستیم یعنی بعضی بر این باورند که ما قادریم فرهنگی تعریف شده و با معیارهایی مشخص – تحت عنوان فرهنگ مطلوب – به مخاطب عرضه نماییم و از او بخواهیم که در قالب آن فرهنگ و نظام فکری به رشد و نما و تعالی دست یابد!

آیا در زمینه رسانه های جمعی و به خصوص تلویزیون که از ویؤگی سهولت و و پوشش فراگیر برخوردار است؛ قادریم از مهندسی پیام سخن به میان آوریم؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 10:36 قبل از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

 

همین چند روز پیش که توی واحد نشسته بودم ، دستهای یک آدم نه چندان دارای پرستیژ اجتماعی نظر من را به خودش جلب کرد. دستهاش همه پوست پوست شده ، سیاه سیاه ، لباسهاش همه تیکه پاره، صورتش تکیده و رنگ پریده.... معلوم بود تازه دست از کار کشیده؛ چیکار می تونستم براش بکنم؟ باید به حالش غصه می خوردم! باید باهاش حرف می زدم و دلداریش می دادم که یک روز درست می شه، باید بهش میگفتم چرا درس نخوندی که به این حال و روز افتادی! ولی احتیاجی به این کارها نبود، دستهاش زودتر سر صحبت را باز کردند تا لبهای خشکیدش به زحمت نیفتند، و امان از زبان بی زبانی... معلوم بود دلش مانند گوشه دستش پر خونه ، قرار بود یک سبد درد و اندوه را برای خونوادش به ارمغان ببره به جای دسته گلهایی که مردم آخرهای هفته برای خونواده هاشون می برند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 8:48 قبل از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

تا به حال به این فکر کردید که چرا همیشه هشت تون گرو نه تونه؟چرا هر چه چقدر این در و آن در می زنید،هر چه قدر دو دو تا چهار تا می کنید،پول کرایه خونتون کم می آد!چرا با وجود اینکه تمام مسیرهای زندگی تون را با بلیط های 25 تومنی واحد سیر می کنید باز هم پشیزی برای پس انداز کردن نمی مونه؟

جقدر به خودتون بگید هی پسر به خدا توکل کن، خدا خودش چاره سازه، خدا ارحم الراحمینه! بالاخره یک روزی درست می شه! چقدر از معنویت خودتون برای وضعیت معیشتتون هزینه کنید؟اصلا خداوکیلی تا حالا شده به همراه خانواده تو یک رستوران شیک، بدون اینکه دست و پاتون بلرزه بشینیدو لقمه ها مثل بقیه از ما بهترون از گلوتون پایین بره؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 2:16 بعد از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

در حالیکه زنان امروزه بیش از نیمی از جمعیت کشور ما را به خود اختصاص می دهند ؛ازلحاظ جایگاه حقوقی با تمام حرف و حدیث های موجود که گاه از موضع شرع و گاهاً از دید صاحبنظران به ظاهر طرفدار حقوق زنان ابراز می گردد، دارای حقوقی نه تنها نابرابر بلکه گاه در حدی نازل می باشند.

در نگاهی آسیب شناسانه به این موضوع،نقطه نظری که در بیشتر مواقع از پرداختن به آن غفلت می شود سعی و کوشش خود زنان در تصاحب جایگاهی برابر است ؛ همان دیدگاهی که او رابه کم (از لحاظ منزلت) قانع نموده و گاه به دلیل عدم آگاهی به جهان پیرامون به هر وضعیتی تن داده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 10:12 قبل از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

 

مدت زیادی که دنبال این کتاب میگردم، یک اثر منحصر به فرد با ترجمه ای بدیع.راستش یا ترجمه مناسب گیرم نمی آمد،یا کتاب در دسترس نبود،یا فرصت فراهم نمی شد. تا اینکه توسط یکی از دوستانم زمینه مطالعه فراهم شد، دیدم خالی از لطف نیست که شاهکار نویسنده را که از یک تر جمه استثنایی برخورداره برای دوستانم معرفی کنم؛ شاید کسی مایل به مطالعه باشه.

شما اسم کتاب را حتما زیاد شنیدید:«جنایت و مکافات» اثر فیودور داستایوسکی روسی که آقای اصغر رستگار به ترجمه آن همت گمارده است.داستایوسکی رمان جنایت و مکافات را در سال 1866در حالی نوشت که هفت سال پیش از آن به سال 1859، در نامه ای به برادرش از طراحی داستان در زندان با اعمال شاقه سخن به میان آورده بود، در دورانی که با « درد و دریغ و سرخوردگی دست به گریبان » بوده است. او از این اثر با عنوان « یک رمان -  اعتراف » یاد کرده، می گوید که قصد دارد در نگارش آن از قلب و خون خود مایه بگذارد. داستایوسکی زمانی به نگارش این داستان دست یازید که رویدادها و مضامین آن را طی بیست سال از عمر خود تجربه کرده و با قلب و خون خود آزموده بود.«جنایت ایدئولوژیک» به عنوان یکی از تجریدات اندیشه انقلابی ، تنها یکی از مفاهیم مورد نظر نویسنده بوده که بیشتر خودنمایی می کند. نگارش این رمان مصادف است با شکل گیری مضمون ابر مرد در اندیشه فلسفه غرب؛ اندیشمندانی چون هگل و نیچه که در طرح کلی آثارشان به ترسیم انسان ایدئال از دیدگاه خودشان می پرداختند در شکل گیری اندیشه این رمان نقشی قابل اعتنا ایفا می کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 5:6 قبل از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

 

تا چه حد طرفدار دیدن شوهای تصویری هستید ، چطور اوقات فراغت خود را پر می کنید . برای استفاده از یک خوراک رسانه ای چی براتون بیشتر اهمیت داره : باید و نبایدهای مذهبی تون ،اینکه دور و بریها چطور به شما نگاه می کنند، چطور  در موردتون قضاوت می کنند ، فکر می کنند شما روشنفکرید یا هرهری مذهب ، گمراهید یا اهل سعادت یا نه جدای استفاده از کدام رسانه و کدام خوراک به این می اندیشید که چه برنامه ای را برای بر طرف شدن کدام یک از خواسته هاتون استفاده می کنید،اصلا اطرافیان براتون مهم نیستند وخیلی چیزهای دیگه….

موضوعی که قصد دارم در این مطلب بدان بپردازم انسانی است که اسیر ساخته دست خویش شده ؛ او که تکنولوژیهای نوین بصری را خلق کرد تا بیشتر به تعالی دست پیدا کند ،اکنون بدون آنکه متوجه باشد مسخ آن گردیده است و بی محابا در پی هر خواسته از او مدد می جوید.   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 0:52 قبل از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

 

همانطور که از نظر سوروکین ایدئولوژی، محور ارزیابی حرکت جوامع انسانی است، یا از دیدگاه مارکس، اقتصاد و پدیده های مادی تاریخ، محور حرکت تاریخی جوامع بشری شمرده می شود یا به نظر فروید، ناخودآگاه و کشف آن هدف غایی و مدار اندیشه متفکر است، بسیاری از اندیشمندان عصر ما، ارتباط را مدار اندیشه خود می دانند.

در این مطلب بر آنیم تا جامعه ای ارتباط محور را از دید صاحبنظران ارتباطی مورد بررسی قرار داده و پیرامون آن به کند و کاو بپردازیم.از ميان صاحبنظرانی که بیش از دیگران در این عرصه به خودنمایی پرداخته اند می توان به متفکرانی چون مک‌لوهان، دیوید رایزمن و فردیناندو تونیس اشاره كرد که هر یک به گونه ای ارتباط را منشاء دگرگونی جامعه قلمداد کرده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 1:7 قبل از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

 

تا حالا از خودتون پرسیدید که نظریه های جامعه شناسی موجودچه انهایی که تاریخ مصرفشون گذشته و چه آنهایی که فکر میشه هنوز محلی از اعتنا دارند ، چطور می توانند دنیای ارتباطی را که ما آدمها برای خودمون به وجود آوردیم ترسیم کنند. پناه بردن انسانها به کامپیوترها و غرق شدنشون در شاهراههای ارتباطی ، کم رنگ شدن نهاد خانواده ، کم رنگ شدن ارتباطهای چهره به چهره ، وقت نداشتن انسانها برای هم و خیلی چیز های دیگر که هر کدام مبنای یک نظریه بودند و حالا خودشان را حل شده در مسئله ای بزرگتر می بینند! راستی چطور باید به تحلیل قضایا پرداخت؟ باید همه چیز را رو به تکامل و پیشرفت دید یا رو به سقوط و اضمحلال ؟باید به سیر تحولات خوشبینانه نگاه کرد یا بدبینانه؟ برای رسیدن به هدفم دو جامعه شناس را مورد بررسی قرار خواهم داد ؛ ابتدا با اسپنسر و چگونگی نگریستن او به تحولات اجتماعی شروع می کنم و مطلبم را با نظرات سوروکین ادامه خواهم داد و بعد هم به بررسی شرایط موجود خواهم پرداخت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 4:36 قبل از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

ابتدای مقاله ام را با یک تعریف مقدماتی از جنبشهای توتالیتر شروع می کنم و با بررسی ماهیت این تفکر، ارتباط آن را با حکومتهای نازی هیتلری و فاشیستی موسیلینی بررسی خواهم کرد و در پایان یک نتیجه گیری مختصر و جمع وجور .

جنبشهای توتالیتر ، سازمانهای توده ای متشکل از ا فر اد ذره ذره شده و جدا ازهم می باشند که در مقایسه بااحزا ب و گروهها ی دیگر ویژگی بارزشا ن وفاداری تام نامحدود ، بی چون و چرا و دگرگون ناپذیراست که از تک تک اعضاء خواسته میشود ؛ آنچان که اس اس های نازی بدون اینکه بدانند چرا ؟مرتب تکرار میکردند : شرف من وفاداری من است. خیلی تکان دهنده است نه ؛ ولی واقعیت داشته.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 2:32 قبل از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  |