آنهایی که داخل تهران زندگی می کنند،حتما یک دفعه گذرشون به مترو افتاده؛مگه نه؟اگه نیفتاده،خوش به حالشون....البته مترو جای پر عبرتی است؛برای آنهایی که می خواهند به مسائل و مشکلات مردم فکر کنند،راه حل ارائه بدهند،یا حس روشنفکریشان گل کنه...!
آدمهای جور واجور،که یکی از مهمترین صفت جامعه آماریشان این است که یا خودروی شخصی ندارند یا پول ندارند که سوار وسیله نقلیه شخصی بشوند،پس اول باید مثل این جامعه آماری باشی تا بتوانی آنها را درک کنی،به عمق اندیشه شان رسوخ کنی یا مهمتر از همه با آنها همدردی کنی!
از موقع سوار شدن تا موقع پیاده شدن غوغاست؛با فشار جمعیت- که همه آنهایی که فشار میارند نمی خواهند فشار بیارند؛ولی مجبورند- وارد میشی و با فشار جمعیت میایی بیرون،آخر دست هم همه بدنت بوهای ناجور می گیره،لباسات چروکیده میشه،عینکت کج میشه،کیفت له میشه و مهمتر از همه با فکری رنجیده و آزرده قدم به بیرون میگذاری و از رهای ات احساس خوشحالی می کنی و تمام مسیر بعدی را متأثر از این هستی که: چرا باید اینطور باشه...!
ادامه مطلب


