دو روز كلاس در هفته براي كسي كه سركار نمي رود ،كلي اوقات فراغت ايجاد مي كند و اين به من كه جزﺀ اين دسته هستم ، اين فرصت را مي دهد هرجند روز يكبار يك رماني ،داستاني را تمام كنم .
اين كتابها را از كتابخانه دانشگاه امانت مي گيرم .كتابخانه كوچكي – روي كلمه كوچك تاكيد مي كنم .- كه قوانين خاص خودش را دارد .مثلا تاخير در برگرداندن كتاب،جريمه مالي ندارد .در عوص به تعداد آن روزها ،حق گرفتن كتاب نداريم (كه البته كار مثبتي است ) .يا اينكه جديدا و شايد هم از همان قبل تر ها ،كتابهاي مسعود بهنود را از كتابخانه جمع كرده اند .متصدي مي گفت كتابهايش را به بخش مرجع انتقال داده اند ،اين نويسنده مورد دارد !(فكر كنيد كتاب از سيد ضيا تا بختيار منبع كنكور ارشد ارتباطات معرفي شده است .آنوقت همين كتاب از كتابخانه برداشته شود !!)
سئوال اين است :
در اين كتابخانه كوچك كه اگر واقعا رمان خوان باشي ،6 ماهه كل كتابها را از زير دست مي گذراني ،چطور امكان دارد بين اين همه دانشجو كه هرسال وارد دانشگاه مي شوند ،دست هيچ كس به مدت 10 سال به اين كتاب معروف ،آنهم با ترجمه محمد قاضي نرسيده باشد ؟!...
داشتم مي گفتم كتابخانه ما كوچك است ،اما .....كتابهايي دارد كه در همان كتابخانه كوچك به چشم نمي آِيند و فراموش شده اند ......
پي نوشت :كتابهاي زياد ديگري را هم مي توانيد ببينيد كه در اين چند سال حتي به تعداد انگشتان دست به امانت نرفته اند .