تبليغاتX
ارتباطات جمعی

ارتباطات جمعی

دیدگاه دانشجویان ارشد ارتباطات صداوسیما

 

 

عنوان مقاله : زیرساخت های ارتباطات و توسعه اقتصادی : تحلیلی مقایسه ای از سنگاپور و ونیز

نويسنده مقاله : یانی سو

كلمه هاي كليدي مقاله: زیرساخت های ارتباطات و حمل و نقل  ، سنگاپور کنونی ، ونیز قرن 15  ، تحلیل مقایسه ای ، مراکز تجاری

روش تحقيق : اسنادي

ترجمه اصل مقاله : علی بلاش آبادی

منبع مقاله : Copyright © 2006 Global Media Journal

 

 

خلاصه :
این مقاله ، نقش زیرساخت های ارتباطات و حمل و نقل در توفیق سنگاپور و ونیز را به عنوان مراکز تجاری … زمان خودشان مقایسه می کند و به شبکه های این دو ، در دو سطح می نگرد : مشخصه های خاص آنها و به طور خاص تر ، در وجه کارکردی آنها . تحلیل حاضر ، شباهت های قابل ملاحظه ای را در باب چگونگی به کارگیری زیرساخت های کارآمد توسط این دو کشور ، آشکار می کند که این زیرساخت ها ، به صورتی مشابه ، سنگاپور و ونیز را به شریکان تجاری وصل کرده اند و یک امتیاز رقابتی فراتر از وجود خود زیرساخت ها به آنها بخشیده اند  .

نتیجه گیری :

ونیز و سنگاپور ، خیلی شبیه و در عین حال متفاوتند . همه اش هم ، بستگی دارد به سطوح انتزاعی ای که ما ،  دو مرکز تجاری را در آن می بینیم . اگر به فناوری های خاصی که آنها به کار گرفته اند نگاه کنیم ، یک  تفاوت بزرگ را می بینیم . سنگاپور امروز ، مملو از ابزارهای فناوری برتری است که از ابررایانه ها تا لوپ های فیبر نوری را شامل می شود که پیشینیان ما حتی نمی توانسته اند تصورش را هم بکنند . از یک سو ونیز قرن 13 هم  ، شهری بود ، حتی بدون ابزار ارتباطی و حمل و نقل و همچنین الکتریسیته ، که در یک مسیر  حرکت می کرد . از سوی دیگر ، اگر به ونیز و سنگاپور در سطح ساختاری نگاه کنیم ، می بینیم که هر دو شهر به طورقابل ملاحظه ای، در اینکه چگونه نظامهای ارتباطی و حمل و نقلشان نقش مرکزی شان را در جریان تجارت حفظ می کرد ، شبیه هم بودند . هر دوی آنها در شبکه هایی که کارآیی داشتند ،  به طور همزمان با شریکان تجاری ای وصل بودند و به آنها علاوه بر خودشان ، یک امتیاز رقابتی می دادند . موفقیت آنها در زمان های مختلف ، بر  اثر کانونی " زیرساخت های ارتباطی و حمل و نقل در توسعه " یک مرکز تجاری تاکید می کند .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 7:16 بعد از ظهر  توسط علی بلاش آبادی  | 

مارکوزه و نقد انسان تک ساحتی

غالبا اظهار شده است که متفکران مکتب فرانکفورت به گونه ای فزاینده تحت تاثیر اندیشه ماکس وبر بوده اند( گرچه به استثنای مقاله 1964 مارکوزه، سایرین صرفا ارجاعات مختصری به آن داشتند ) تا آن اندازه که در واقع برخیها روند تکامل و گسترش نظریه مکتب فرانکفورت را طی سالهای دهه 1950 و 1960 به صورت گذار از برداشت مارکسی به برداشت وبری درباره گرایشات تاریخی نهفته در جوامع صنعتی پیشرفته تعبیر کرده اند. )باتومور،1370 : 45)

مارکوزه در مقاله خود راجع به وبر، استدلال می کند که نه تنها بکارگیری و استفاده از تکنولوژی، بلکه خود تکنولوژی نیز سلطه محسوب می شود.( سلطه بر طبیعت و انسان ) به عبارت دیگر نوعی نظارت یا کنترل هوشمند، محاسبه شده و حسابگرانه. )باتومور،1370 : 45)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 9:21 بعد از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

 

 مراحل شکل گیری مکتب فرانکفورت

 

-         اولین مرحله مکتب فرانکفورت بین سالهای  1933- 1923 است در این مرحله مرکز مطالعات اجتماعی تاسیس گردید و توجه اصلی به مطالعه مسائل جدید جامعه سرمایه داری از دیدگاه مارکسیسم، بدون دیدگاه خاصی بوده است. در این دوران،تحقیقات انجام شده در موسسه کاملا متنوع و متفاوت بود و به هیچ وجه ملهم از برداشت خاصی از اندیشه مارکسیستی، به گونه ای که بعدها در نظریه انتقادی گنجانده شد، نبود.محققین در این دوره بیشتر بر ماتریالیسم تاریخی بیشتر توجه داشتند.

-         مرحله دوم، مصادف با تبعید بنیانگذاران نظریه انتقادی از فرانکفورت به آمریکا و دیگر نقاط   می باشد. از 1950 – 1933 ایده های هگلی وجه غالب نظریه انتقادی بوده جهت دهنده تحقیقات و فعالیتهای این مکتب بوده است. با انتخاب هورکهایمر به عنوان رئیس مرکز مطالعات و همکاری آدورنو و مارکوزه تمایلات فرویدی نیز دز این دوره مطرح گردید.لذا گرایش فلسفی – روانی به جای اقتصادی – تاریخی وجه تمایز این دو دوره می باشد. دیدگاه انتقادی در سال 1937 با نگارش مقاله نظریه سنتی و انتقادی هورکهایمر شروع گردید و توسط آدورنو و مارکوزه اشاعه بیشتری یافت. (آزادارمکی،1376: 141) 

در این دوره و تا پایان دهه 40 نقد اثبات گرایی و علم گرایی به بررسی علم گرایی میتنی بر عقلانیت تکنولوژیکی ابزاری انجامید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 10:18 قبل از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

از همه دوستان می خواهم برای غنای تحقیقی بخشیدن به وبلاگ و برای اینکه ارتباطی ها و مدیریت رسانه ای های دانشکده  سایت مشخص و قابل مراجعه و استفاده ای داشته باشند در صورتی که مایلند نظرات خود را در این مورد مطرح کنند و در صورت امکان برای عملی کردن این پیشنهاد با دیگر دوستان خود سهیم شوند .

فکر می کنم اولین کاری که می شود کرد ارائه مقالات کلاسی پیشین دوستان پس از بررسی و اصلاح باشد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 11:1 بعد از ظهر  توسط علی بلاش آبادی  | 

Just days before parliamentary polls in Pakistan, leading Prime Ministerial contender and anti terrorism crusader Benazir Bhutto was shot dead during an election rally in the garrison city of Rawalpindi, near Islamabad. "She has been martyred," said party official Rehman Malik. The Associated Press, citing Malik, reported that Bhutto was shot in the neck and the chest before the gunman blew himself up. At least 20 bystanders were killed in the blast. Bhutto was rushed to a hospital But, at 6:16 p.m. Pakistan time, she was declared dead.

 

بی نظیر بوتو تنها چند روز قبل از رای گیری پارلمانی در پاکستان در انتخابات رالی در شهر روال پیندی نزدیک اسلام آباد ترور شد ."بی نظیر بوتو شهید شده است "حزب رسمی رحمان ملک می گوید .

به گفته آسوشیتدپرس،  پیش از انفجار بمب ، بی نظیر بوتو از ناحیه گردن و سینه مورد اصابت قرار گرفته است .حدود ۲۰ نفر در این انفجار کشته شده اند .رهبر حزب مخالف دولت پس از سوء قصد به سرعت به بیمارستان انتقال داده شد ، اما در ساعت ۶:۱۶ دقیقه بعد از ظهر به وقت پاکستان خبر فوت وی رسما اعلام شد . 

 

پی نوشت :خبر مرگ بی نظیر بوتو خبر شوکه کننده ای نبود .خبر ترور یک رهبر مخالف در زمانی کمتر از ۱۲ روز به انتخابات آن کشور ـ که اتفاقا همسایه دیوار به دیوار کشور ماست - تکان دهنده است .

پی نوشت دو :دقیقا امروز بعد از ظهر وقتی در حال چت با یک دوست ساکن پاکستان بودم این اتفاق افتاد . من در لحظه ترور بی نظیر بوتو در پاکستان بودم .البته این مسافرت بی جسم و از طریق دنیای مجازی صورت گرفته بود . من در حال گفتگو با یک دوست اینترنتی پاکستانی بودم که برای چند دقیقه مکث کرد و سپس با حالتی پریشان ( بلی از میان کلمات و نوشته اش من پریشانی او را لمس کردم ) در مقابل پیغام های مداوم من برای اطلاع از چرایی سکوتش گفت :

- mehri hold on ,some thing is wrong .a bomb has blasted and our ex-prime minster has been assassinated

 

"مهری یاوری"

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 1:37 قبل از ظهر  توسط   | 

چگونگی پیدایش مکتب فرانکفورت

 

مبنای نهادینی که مکتب بر پایه آن شکل گرفت، موسسه پژوهشی اجتماعی بود که رسما در تاریخ3 فوریه 1923 طی فرمانی از سوی وزارت آموزش و پرورش تأسیس گردید و به دانشگاه فرانکفورت وابسته گردید. ولی خود موسسه صرفا نتیجه و حاصل چندین برنامه رادیکال بود که فلیکس ویل فرزند یک تاجر ثروتمند غله، در سالهای اوایل دهه 1930 اجرای آنها را بر عهده گرفت،از این رو در تابستان 1922، وی نخستین هفته کار مارکسیستی را سازماندهی نمود.

پی ریزی موسسه در شرایط ویژه ناشی از پیروزی انقلاب بولشیویکی در روسیه و شکست انقلابهای اروپای مرکزی، به ویژه در آلمان، صورت گرفت؛ و می توان آن را به مثابه پاسخی دانست در برابر احساس نیاز روشنفکران جناح چپ به ارزیابی مجدد نظریه مارکسیستی و به ویژه رابطه بین نظریه وعمل در شرایط جدید.

موسسه فرانکفورت بخشی از یک جنبش فکری وسیع تر موسوم به مارکسیم غربی به شمار می رفت که خصیصه های اصلی آن از یک سو ارئه تفاسیر مجدد عمدتا فلسفی و هگلی از نظریه مارکسیستی درباره جوامع سرمایه داری پیشرفته و از سوی دیگر ارائه دیدگاهی کاملا انتقادی نسبت به تحول جامعه و دولت در اتحاد جماهیر شوروی بود. )باتومور،1370 :13 )

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 


 

 

با عذر از تاخیر!

 

 

عنوان مقاله : "قوم نگاري هاي مخاطبان" ؛ يك رويكرد بديل رسانه اي

كلمه هاي كليدي مقاله: قوم نگاري مخاطبان ، مصرف كنندگان ، فرآورده هاي فرهنگي ، پروژه عميق و درازمدت .
نويسنده مقاله :
آنتونيو سي.لا.پاستينا
منبع مقاله :
Copyright © 2006 Global Media Journal
روش تحقيق :
اسنادي (براساس مطالعات ديگران و مطالعات قبلي محقق )

نويسنده در اين مقاله بحث مي كند كه قوم نگاري مخاطبان ، به عنوان يك مبناي كار رشته اي ، نياز به بررسي دوباره موقعيت دارد . همچنين نياز به پردازش درازمدت داده ها و تحليل ها دارد . اين كار ، به محققان اجازه فهميدن جامعه مورد مطالعه را در سطحي بالاترمي دهد . او الگويي براي قوم نگاري مخاطبان
پيشنهاد مي كند و نام آن را "بديل رسانه اي " مي گذارد كه از چگونگي فرايند نقش هاي (كاركردهاي) قوم نگاري بحث مي كند تا بفهمد كه پويايي پيچيده اي كه بين مصرف كنندگان و فرآورده هاي فرهنگي وجود دارد ، چگونه استنتاج مي شود .
الگويي كه او پيشنهاد مي كند به محققان اجازه مي دهد كه با پيچيدگي رابطه بين بينندگان (مصرف كنندگان رسانه ) و متون رسانه اي به عنوان يك كليت - كه با همه منابع رسانه اي قابل دسترس اتصال دارد – دست و پنجه نرم كنند .

به اعتقاد او ، در دو دهه گذشته ،" قوم نگاري" يك نقش مركزي و مهم را در مطالعات رسانه اي ، به لحاظ نظري و تجربي به دست آورده است . آن همچنين يك كاركرد تسجيلي پيدا كرده است . به طور قطع ، قوم نگاري آمده است تا يك تقابل با پارادايم هاي پوزيتويستي نسبت به مجموعه داده ها و تحليل را به خوبي رابطه بين تحقيق و يك تحقيق بسته اكتشافي بازنمايي كند . قوم نگاري ، انتقال از پردازش هاي تجربي مجموعه اي از داده ها را بازنمايي مي كند تا محققان را به سمت راهبردهاي غيرعيني - براي تحليل مخاط
بان و در نتيجه به سمت سطح عظيم تري از انعكاس خود در ميان پژوهشگران - هل بدهد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 10:21 قبل از ظهر  توسط علی بلاش آبادی  |