تبليغاتX
ارتباطات جمعی

ارتباطات جمعی

دیدگاه دانشجویان ارشد ارتباطات صداوسیما

 بچه ها متشکریم ... !

 

 

 

 

آخرین اخبار حکایت از استقبال امیدوارکننده و حضور مشتاقانه بچه های با مرام دانشکده از همایش " روز جهانی کودک و تلویزیون " دارد . اتاقی که چندی پیش متروکه ای ساکت بیش نبود ، چند روزی است که به پایگاه ! کودک و تلویزیون دانشکده تبدیل شده . از شوخی که بگذریم ، به همه دست اندرکاران برنامه ، دست مریزاد می گویم و از دوستان دیگری هم که به جمع ما پیوسته اند صمیمانه قدردانی می کنم . غیرت ارتباطاتی ها را هم بجنبانم که " کجایید که بر و بچه های تبلیغات و تدوین و تهیه و گرافیک و ... بیشتر از شما در این مقوله ، پیمان دارند " . وقت هم همین جوری دارد می گذرد ( بغل دستی ام می گوید چو جوری ؟) و می ترسم آنچه را که می شود " بهترین" باشد ، خدای ناکرده زبانم لال ، در تنگنای زمان و امکانات محتوم به " بهتر" عوض بکنیم که البته چنین مباد !

خیلی شعار دادم ، نه ؟! با توجه به صغرا و کبرای چیده شده از همه کسانی که هیچ گاه به این وبلاگ سر نزده یا احیانا هیچ وقت دیگر هم سر نمی زنند تا آگاهی اجمالی از امور رفقاشان کسب کنند ، شخصا می خواهم پا پیش بگذارند و نخودی در این آش بیندازند .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 10:28 بعد از ظهر  توسط علی بلاش آبادی  | 

 دسته گلی برای خودمان !

 

 با نظر صائب دوست گرامی ام آقای خسروشاهی ، بر آن شدم مقدمه ای هم تقدیم کنم :

راستش اوایل سال بود که با ابتکار خانم یاوری از همکلاسی های گرامی مان ( در مدیریت رسانه ) و با توافق تعدادی از بچه های ارتباطات ، تصمیم گرفتیم  به مناسبت " روز جهانی کودک و تلویزیون " ( ۱۸ آذرماه = ۱۰ دسامبر ) برنامه ای خوب ترتیب دهیم . این بود که از بچه های سایر گروه ها هم دعوت کردیم تا با ما همراه شوند که بحمدلله تا حد زیادی درخواستمان را اجابت کردند . ضمن امیدواری برای به ثمر نشستن این همایش خاطره انگیز ، حضور یکایک شما عزیزان را هم مغتنم می شماریم . بسم الله ...  

از بیرون گود که نگاه می کنی همه چیز  رو به راه به نظر می رسد آن هم برای برنامه ای گل و بلبلی مثل " روز جهانی کودک و تلویزیون " . اما درون گود که می شوی  برای کوچک ترین کارها هم باید رایزنی و التماس کنی و اجازه بگیری . راستش از مسئله مالی قضیه هم که نمی توانی تورقی بگذری . خاصه وقتی که دستگیرت می شود  چیزی از " حامیان مالی " ( می توانید بگویید اسپانسرها  ) دستگیر گروه نشده . پایه های هر کاری را هم که می دانی  پول است و عشق به کار . بنا ندارم ریز و درشت کارهایی را که بچه های بامعرفت گروه تا این لحظه انجام داده اند بنویسم ولی رئوس را برای اطلاعتان عرض می کنم :

 تهیه و ارسال فراخوان مقاله به دانشگاه ها  ، برگزاری نمایشگاه های عکاسی و نقاشی و خاطره نویسی  به اضافه دعوت از نماینده  "یونیسف"( فرصت را یواشکی غنیمت می شمارم و مراتب سپاسم را نثار همه عزیزانی می کنم که تا این لحظه خیلی از کارها را بر عهده گرفته و به انجام رسانده اند  خاصه هسته اصلی گروه ) . اجرای زنده موسیقی چند تا از کارتون های  دوران بچگی  هم  یکی از جالب ترین بخش های برنامه چند ساعته ای است که حتما حس نوستالژیک شما ( بخوانید غلیان عواطف گذشته )  را بر خواهد انگیخت .

" جالب بود ، نه ! پس تا برنامه بعد... ! "

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 9:47 قبل از ظهر  توسط علی بلاش آبادی  | 

 

همین چند روز پیش که توی واحد نشسته بودم ، دستهای یک آدم نه چندان دارای پرستیژ اجتماعی نظر من را به خودش جلب کرد. دستهاش همه پوست پوست شده ، سیاه سیاه ، لباسهاش همه تیکه پاره، صورتش تکیده و رنگ پریده.... معلوم بود تازه دست از کار کشیده؛ چیکار می تونستم براش بکنم؟ باید به حالش غصه می خوردم! باید باهاش حرف می زدم و دلداریش می دادم که یک روز درست می شه، باید بهش میگفتم چرا درس نخوندی که به این حال و روز افتادی! ولی احتیاجی به این کارها نبود، دستهاش زودتر سر صحبت را باز کردند تا لبهای خشکیدش به زحمت نیفتند، و امان از زبان بی زبانی... معلوم بود دلش مانند گوشه دستش پر خونه ، قرار بود یک سبد درد و اندوه را برای خونوادش به ارمغان ببره به جای دسته گلهایی که مردم آخرهای هفته برای خونواده هاشون می برند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 8:48 قبل از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

 

ریچارد لاربرگ، كارمند كتابفروشی زنجیره ای عمده "بوردرز" در واشنگتن می گوید كه جدیدترین مدل های كتابخوان های الكترونیكی، كه تنها با نام "كتابخوان" شناخته شده اند، توسط افرادی خریداری می شوند كه پیوسته در حال سفر هستند. "این دستگاه های الكترونیكی، بسیار پیشرفته و گران قیمت هستند اما برای كسانی كه می خواهند پنج یا شش كتاب را در هر سفر با خود به همراه ببرند آسایش را به ارمغان می آورند."
این دستگاه ها نزدیك به ده سال است كه به بازار آمده اند اما تا همین اواخر توجه جدی مصرف كنندگان را به خود جلب نكرده بودند. جدیدترین این دستگاه ها از كارت های حافظه دیجیتالیی استفاده می كنند كه می توانند صدها كتاب را در خود ذخیره نمایند.
كتاب های دیجیتالی حداقل از زمان پیدایش موسیقی دیجیتالی وجود داشته اند اما مصرف كنندگان گله می كنند كه آنها نمی توانسته اند دستگاه های مطالعه سیاری به راحتی و كارآمدی دستگاه های محبوب پخش موسیقی بیابند.
كتابفروش ها می گویند كه این وضعیت در حال تغییر است. به گفته لاربرگ، محبوب ترین كتابخوان در فروشگاه بوردرز "كتابخوان سونی" است كه در تابستان سال 2007 به بازار آمد. به اظهار معاون شركت سونی، ران هاوكینز، این كتابخوان دارای حافظه داخلی است كه 80 كتاب را در خود جای داده و باطریی دارد كه به اندازه 7500 صفحه یا به تناسب میزان استفاده، تا سه هفته كار می كند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 8:21 بعد از ظهر  توسط علی داوطلب  | 

 

توییتر یک سایت خیلی ساده است که با یک سوال پیش پا افتاده «دارید چه کار می کنید؟» اینترنت رو متحول کرد. شاید بتوان گفت که توییتر یک وبلاگ کوچک و جمع و جور است که واقعاْ اینترنت را به همان دهکده مجازی تبدیل کرده است. شما ثبت نام می کنید و در یک باکس مخصوص، یک متن کمتر از ۱۴۰ کاراکتر در مورد کاری که در حال انجامش هستید و یا می خواهید انجام بدهید، وارد می کنید. خیلی ساده! شما می نویسید ، دوستانتون می نویسند ، دوستان دوستانتون می نویسند ، افراد بزرگ می نویسند و … یک جورایی اخکا بازی می شه. اما کتابداران  از آن چه استفاده ای می توانند بکنند؟ به نظر من اطلاع رسانی موجز، بیشتر مواقع اصل پیام را راحت تر می رساند. در توییتر، اطلاع رسانی در مورد ترجمه کتاب یا منبعی خاص، رویداد و یا حتی همایش از طریق کتابداران امکان پذیر است. جالبتر اینکه از آنجا که افراد همانند دیگر شبکه های اجتماعی، خودشان یارگزینی اینترنتی انجام می دهند، خود به خود اطلاع رسانی گزینشی هم پیش می آید.

ادامه مطلب را حتماً بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 4:43 بعد از ظهر  توسط علی داوطلب  | 

تا به حال به این فکر کردید که چرا همیشه هشت تون گرو نه تونه؟چرا هر چه چقدر این در و آن در می زنید،هر چه قدر دو دو تا چهار تا می کنید،پول کرایه خونتون کم می آد!چرا با وجود اینکه تمام مسیرهای زندگی تون را با بلیط های 25 تومنی واحد سیر می کنید باز هم پشیزی برای پس انداز کردن نمی مونه؟

جقدر به خودتون بگید هی پسر به خدا توکل کن، خدا خودش چاره سازه، خدا ارحم الراحمینه! بالاخره یک روزی درست می شه! چقدر از معنویت خودتون برای وضعیت معیشتتون هزینه کنید؟اصلا خداوکیلی تا حالا شده به همراه خانواده تو یک رستوران شیک، بدون اینکه دست و پاتون بلرزه بشینیدو لقمه ها مثل بقیه از ما بهترون از گلوتون پایین بره؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 2:16 بعد از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 


+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 2:31 بعد از ظهر  توسط علی بلاش آبادی  | 

در حالیکه زنان امروزه بیش از نیمی از جمعیت کشور ما را به خود اختصاص می دهند ؛ازلحاظ جایگاه حقوقی با تمام حرف و حدیث های موجود که گاه از موضع شرع و گاهاً از دید صاحبنظران به ظاهر طرفدار حقوق زنان ابراز می گردد، دارای حقوقی نه تنها نابرابر بلکه گاه در حدی نازل می باشند.

در نگاهی آسیب شناسانه به این موضوع،نقطه نظری که در بیشتر مواقع از پرداختن به آن غفلت می شود سعی و کوشش خود زنان در تصاحب جایگاهی برابر است ؛ همان دیدگاهی که او رابه کم (از لحاظ منزلت) قانع نموده و گاه به دلیل عدم آگاهی به جهان پیرامون به هر وضعیتی تن داده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 10:12 قبل از ظهر  توسط مهدی خسروشاهی  | 

   

مراسم افطار در حیاط دانشکده

                              

    نمایشگاه قرآن در راهرو دانشکده:

                              

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 6:3 بعد از ظهر  توسط مهری یاوری  | 

 

                                         استاد تمجيدي در زيبا كنار

تبریک ما به دکتر حسین تمجیدی برای انتصابشان به مدیریت گروه تولید و تهیه کنندگی و همچنين به دانشجویان این رشته براي اينكه استاد تمجیدی یکی از اساتید باسواد ،باتجربه و محبوب دانشکده صداوسیماست.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 5:30 بعد از ظهر  توسط مهری یاوری  |