همه شما این روزها از اوضاعی که در غزه در حال روی دادن است؛آگاهید.یک عده مردم بی گناه،بازیچه دست کسانی شدند که چشمهایشان را به روی همه پاکیها بسته اند.کودکان بی پناه و زنان بی دفاع را نمی بینند و صدای قلبهایی که ازترس و اظطراب می تپند را نمی شنوند....
تفکری مسموم فضای خاورمیانه را فرا گرفته،بوی تعفن نسل کشی فضا را پر کرده است،کسانی هستند که بر بی مهری می تازند و اسبهایی را آذین می بندند که به سوی باطل گام می نهند.
جدایی از اینکه آنها عرب زبان و مسلمان هستند،انسانند!مگر واژه های آسایش،رفاه،خانواده وعطوفت و آرامش برای آنها تعریف نشده است؟
یک عده به خاطر تفکر گروهی،قومی و مدهبی شان،چشمهایشان را بر واقعیت بسته اند و نگاهشان را به جایی دوخته اند که سیاهی در آنجا بیتوته کرده است.
کلمات نمی توانند اشکهای لغزان کودکان را بر گونه هایشان نمایان کنند و ناله های زنان را به گوش آنهایی که بر شنواییشان مهر زده اند برسانند.
منتهی چون دلم برایشان می تپید،نوشتم تا آرام شوم.
به امید روزی که رهایی سرودی باشد که بر لبهای همگان چاری می شود؛رهایی از ستم،ظلم نابرابری...